تبليغاتX
فضولی در کار بزرگان. پشت پرده سياست.
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
شنیده ها

- پور ابراهیمی معاون برنامه ریزی استانداری معاون شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی (شستا)می شود و قرار است مهندس جلال مآب جای گزین وی شود.

- با استقبال وپی گیری اصول گرایان برای ورود دوستعلی به هئیت دولت و سپردن معاونت استانداری به جلال مآب احتمال همگرایی اصولگرایان در انتخابات مجلس با نامزدی باهنر وکرمی بیشتر می شود.

 - مهندس فتوت ریاست اسبق سازمان جهاد کشاورزی با رای پنج تن از اعضای شورا به عنوان شهردار به وزارت کشور برای صدور حکم معرفی شد.

- دکتر سلاجقه ومهندس داوری به عنوان رئیس ونائب رئیس کمیسیون فنی مهندسی شورا انتخاب شدند.

- مهندس سیف الهی به عنوان رئیس کمیسیون بودجه انتخاب شد.

- خانم ایرانمش رئیس کمیسیون بانوان وخانم لری رئیس کمیسیون فرهنگی شدند.حاجی مویدی هم رئیس کمیسیون خدمات شهری شد.
|+| نوشته شده توسط رضا در 86/03/18 و ساعت 1:55 | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
عدالت در ظلم؟!

بعد از سفر ریاست جمهوری به کرمان شایع شد.عدهای از فرمانداران به سبب کمی کفایت ویا نارضایتی عمومی بر کنار می شوند.با شنیدن این مسئله که فرماندار کرمان به رفسنجان میرود وفرماندار رفسنجان به کرمان می آید یا بردسیر با سیرجان وبم با جیرفت مبادله فرماندار می کنند یاد جمله یکی از دوستانم افتادم که سخن جالبی میگفت:

بالاترین عدل یک ظالم رعایت عدلت در ظلم برای همه ی مردم است.

 
|+| نوشته شده توسط رضا در 86/03/16 و ساعت 0:58 | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
هشمی رفسنجانی از دوم خرداد 86تا امروز
بعد از دوم خرداد 76 و پایان دوره هشت ساله ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، بسیاری از  صاحبنظران برای رئیس جمهور سابق، دوران آرام و بی دردسری را در "مجمع تشخیص مصلحت نظام" پیش بینی می کردند، اما خیلی زود معلوم شد هاشمی در کاخ مرمر (مقر مجمع تشخیص مصلحت) روزهای آرام تری را نسبت به ساختمان "پاستور" در پیش رو ندارد.

بسیاری از  صاحبنظران برای رئیس جمهور سابق، دوران آرام و بی دردسری را در "مجمع تشخیص مصلحت نظام" پیش بینی می کردند، اما خیلی زود معلوم شد هاشمی در کاخ مرمر (مقر مجمع تشخیص مصلحت) روزهای آرام تری را نسبت به ساختمان "پاستور" در پیش رو ندارد


واقعیت این است که تحولات زندگی سیاسی هاشمی رفسنجانی بعد از پایان ریاست جمهوری (1376) آنقدر پرافت و خیز بود که می توان این دوره را  به عنوان "فصل جدید" در زندگانی سیاسی این شخصیت انقلاب اسلامی طبقه بندی کرد.

دوران اصلاحات هنگامی آغاز شد که هاشمی وجهه خوبی در بین هر دو جناح اصلی کشور داشت، آخرین خطبه نماز جمعه قبل از انتخابات و هشدار نسبت به تقلب در انتخابات از یک سو و همچنین حمایت گروه " کارگزاران سازندگی" از خاتمی در جریان انتخابات ریاست جمهوری، موقعیت هاشمی را پیش "دوم خردادی ها" مثبت جلوه می داد، از سوی دیگر حضور بسیاری از کارگزارانی ها در دولت تازه خاتمی به خصوص در رده های مدیریت اقتصادی دولت این شائبه را افزایش می داد.

اما دستگیری غلامحسین کرباسچی توسط قوه قضاییه و سپس محاکمه او، در عید سال 77 نقطه آغاز برهم خوردن تعادل سنتی و قدیمی هاشمی بین جناح ها و معادلات نظام بود، هرچند که هاشمی در صحنه علنی سیاست دفاع ملایم و محافظه کارانه ای از کرباسچی کرد ولی دفاع او از شهردار کارگزارتنی پایتخت در لابی های پنهان قاطع تر بود، هرچند  در افکار عمومی چنین مطرح شد که هاشمی نسبت به کرباسچی بی مهری و بی وفایی به خرج داده است. بحران کرباسچی آغاز چالش هاشمی با جریانات ذی نفوذ در نظام هم بود.

عمده اینها نیروهای مردمی بودن


تشکیل حزب مشارکت در سال 77 و خروج تدریجی کارگزارانی ها از دولت خاتمی و مشارکتی شدن کامل دولت دوم خاتمی نقطه عطف دیگر در نوع بینش  و تعامل هاشمی با دوم خردادی ها بود، وقوع حادثه قتلهای زنجیره ای در آذر ماه 77 و متهم شدن ضمنی فلاحیان (وزیر اطلاعات هاشمی) عامل دیگری بود که هاشمی را از اصلاح طلبان دور می کرد،  در واقع می توان گفت نیمه سال 77 ، پایان ماه عسل دوم خردادی با هاشمی و آغاز ماه عسل وی با جریان راست بود! که البته این ماه عسل ها خیلی زود پایان یافت.

یکی از اولین حملات دوم خردادی ها به هاشمی در همین دوره، زیر سئوال بردن مجمع تشخیص مصلحت نظام بخاطر شبهه "دولت در دولت بودن" این نهاد بود.آغاز حضور و بروز طیفی که "افراطیون دوم خردادی" نامیده شدند  از نیمه دوم سال 77 و اوایل سال 78، این روند را مرتبا تسریع می کرد. حادثه کوی دانشگاه و صف آرایی علنی برخی از اصلاح طلبان در برابر ارکان نظام، باز هم این شکاف راعمیق تر کرد تا اینکه موعد انتخابات مجلس ششم ( بهمن 1378) آمد.

جناح راست و بخش هایی از حاکمیت، هاشمی را  تنها گزینه برای "کنترل افراطیون" می دانستند، او را به میدان طلبیدند، هاشمی هم آمد،  برنامه این بود که هاشمی بیاید و رئیس مجلس ششم شود تا افراطیون نتوانند برنامه های خود را به پیش برند، اما...

مشارکتی ها و طیف رسانه ای دوم خردادی ها که برای طرح خود، لزوما باید "گذشته و نماد گذشته-یعنی هاشمی- را نقد و تخریب می کردند" به ماهرانه ترین وجهی این کار را کردند و  در جریان رقابت های انتخاباتی مجلس ششم چنان روند تخریب هاشمی را کلید زدند


مشارکتی ها و طیف رسانه ای دوم خردادی ها که برای طرح خود، لزوما باید "گذشته و نماد گذشته-یعنی هاشمی- را نقد و تخریب می کردند" به ماهرانه ترین وجهی این کار را کردند و  در جریان رقابت های انتخاباتی مجلس ششم چنان روند تخریب هاشمی را کلید زدند که موج عظیمی علیه هاشمی برخاست، رفسنجانی در انتخابات جایگاه مناسبی نیافت و مجبور شد بعد از مناقشات شدید وزارت کشور و شورای نگهبان، از رقابت انصراف دهد، این دوره ، آغاز دوره اوج مشارکتی ها بود، کارگزاران کاملا به حاشیه رفته بودند و با فتح مجلس ششم همه چیز بر وفق مراد دوم خردادی ها شد.

هاشمی در این دوره باید در مقابل توپخانه اصلاح طلبان ، پاسخگوی مسائلی چون "دلایل ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر، اتهامات به دولت سازندگی و ارکان نظام، سخنان جنجالی آیت الله منتظری در مورد وقایع بعد از رحلت امام و ..." می بود، به قول ظریفی، خطبه های نماز جمعه هاشمی رفسنجانی در این دوره، تفاوت چندانی با خطبه های نماز جمعه آقای جنتی نداشت.
 

اما مجلس ششم، اختلافات پنهان میان اصلاح طلبان را نمایان ساخت (نمونه واضح آن مباحث پیرامون حکم حکومتی در مورد قانون مطبوعات بود). بعد از اضمحلال تدریجی اصلاح طلبان در ساخت قدرت، مجددا نقش هاشمی دچار تزلزل شد، جریان راست مشغول بازسازی خود بود، نهادهای نظام هم در چالش با دوم خردادی های افراطی، به خوبی راه کنترل آنان را فراگرفته بودند و به همین خاطر نیاز چندانی به هاشمی نداشتند.

نقطه اوج این مقطع، انتخابات مجلس هفتم (1382) بود و درست در نقطه مقابل این دوم خردادی ها بودند که احساس می کردند قدر ظرفیت های "اصلاح طلبانه" هاشمی را ندانسته اند و کم کم همگرایی نه چندان اخلاقی و جوانمردانه  آنان با هاشمی آغاز شد.

اما این روند همگرایی با انتخابات نهم ریاست جمهوری مجددا دچار توقف شد، بدون تردید انتخابات نهم ریاست جمهوری، یکی از پیچیده ترین و  آشفته ترین میدانهای رقابت سیاسی برای مردم و نظام و گروههای سیاسی بود.

 هاشمی این بار هم به اصرار هواداران و نزدیکانش به میدان آمد، کارگزاران از او حمایت کردند، ولی دوم خردادی ها  به سمت معین و کروبی رفتند، با این حال ورود هاشمی معادلات اصولگریان برای ایجاد ائتلاف را دچار ضربات و مشکلات اساسی کرد، و می توان گفت اگر انتخابات مجلس ششم، عرصه چالش چپ ها و خط امامی ها با هاشمی بود، انتخاب نهم ریاست جمهوری عرصه چالش اصولگرایان با هاشمی بود.

مهدی کروبی در آغاز رقابت های ریاست جمهوری با نوشتن نامه ای انتقادی به هاشمی ، سعی کرد که مجددا  بازی قدیمی "نیش به هاشمی برای کسب رای" را احیا کند، البته کروبی هرگز گمان نمی کرد چند ماه بعد، مجبور شود در مرحله دوم انتخابات نهم ریاست جمهوری، بیانیه ای در حمایت از هاشمی در بر ابر احمدی نژاد بزند.

ورود هاشمی معادلات اصولگریان برای ایجاد ائتلاف را دچار ضربات و مشکلات اساسی کرد، و می توان گفت اگر انتخابات مجلس ششم، عرصه چالش چپ ها و خط امامی ها با هاشمی بود، انتخاب نهم ریاست جمهوری عرصه چالش اصولگرایان با هاشمی بود


در حالی که هردوگروه اصلاح طلب و اصولگرا با هاشمی مرزبندی هایی داشتند، در مرحله اول انتخابات، هاشمی با اختلاف زیادی در صدر همه نامزدها قرار گرفت، اما این اتفاق هرگز در دور دوم تکرار نشد، در مرحله دوم انتخابات، همه دوم خردادی ها، طیف های گسترده ای از نخبگان، روحانیون واحزاب و مردم شهرهایی بزرگ چون تهران و ...از هاشمی حمایت کردند، ولی برای مردمی که هاشمی "نماد گذشته" بود، احمدی نژاد جوان و عصیانگر ، جذابیت بیشتری داشت.


انتخابات نهم ریاست جمهوری هرچند با ناکامی هاشمی مواجه شد، ولی ترکیب  و کیفیت آرای هاشمی( به خصوص در مرحله دوم) اسراری را در خود داشت که که از چشم بسیاری از صاحبنظران وبه خصوص هواداران محمود احمدی نژاد پنهان ماند، هواداران ذوق زده  احمدی نژاد هم با یک اشتباه محاسباتی، متوجه این مطلب نشدند که "اصولا هر نامزدی که در دور دوم در مقابل هاشمی قرار می گرفت، پیروز میدان می شد" و بعد از پایان انتخابات هم چالش با هاشمی را ادامه دادند.

احمدی نژاد از بدو به دست گرفتن قدرت، موضعی خاص در برابر هاشمی اتخاذ کرد و از همان روزهای اول، نشانه های جدی از علاقه برای ادامه چالش سیاسی و رسانه ای با هاشمی بروز داد. هاشمی برای احمدی نژاد مثل طیف افراطی دوم خرداد، نماد گذشته بود، اما ایراد احمدی نژاد به  هاشمی درست برعکس افراطیون دوم خردادی، انحراف از اصول انقلاب به سمت غرب گرایی بود، مدعیان حمایت از احمدی نژاد نیز اینطور تحلیل می کردند که چالش با هاشمی ( به هرقیمت و با هر ابزار) می تواند سوخت خوبی برای موتور دولت نهم و افزایش محبوبیت آن باشد.

تا مقطع  انتخابات خبرگان (آذر 85) هاشمی تقریبا در موضع انفعال بود و  تردیدهای جدی برای حضور در این رقایت داشت، اما با چراغ سبز بزرگان نظام به این عرصه وارد شد و آرای بی سابقه یک و نیم میلیونی هاشمی در تهران ، موجب شد موج جدیدی برای هاشمی ایجاد شود، بیانیه قابل تامل هاشمی بعد از پیروزی در انتخابات مجلس خبرگان نیز می تواند گمانه جدیدی بر عزم جدید هاشمی در دوران جدید باشد.

هاشمی در حلقه خبرنگاران!

در این دوره جدید، عرصه چالش های هاشمی با هواداران احمدی نژاد، خیلی فراتر از رقابت های سیاسی و حزبی بود، بحث های کلامی چون "ریشه زمینی یا ماورایی ولایت فقیه" و ...از جمله این چالش ها بود که توسط بخش تئوریک جریان مدعی حمایت از احمدی نژاد (طیف مربوط به آقای مصباح یزدی) دنبال می شد، البته حملات رسانه ای و قلمی خانم فاطمه رجبی هم نقش مهمی در برجسته شدن این چالش فکری-سیاسی داشت.

هرچند که اصلاح طلبان سعی وافری می کنند که "هاشمی-خاتمی-کروبی" را به عنوان جبهه جدید خود تثبیت کنند، اما هاشمی زیرک تر از آن است که دوباره از سوراخ دوم خردادی ها
گزیده شود


هاشمی هم  در این میدان، راهکارهای خاص خود را داشت: دیدار مکرر با مراجع تقلید در قم، نامه نگاری با طلاب منتقد، سفرها و دیدارها با دانشجویان و جوانان بیشتر با محوریت "سند چشم انداز"( به عنوان سند رسمی نظام که دولت احمدی نژاد بیشترین   چالش و عقب افتادگی را از آن  دارد).

هرچه قدر احمدی نژاد حملات خود را به هاشمی و دانشگاه آزاد و نمادهای گذشته، افزایش داده است، میدان برای بازی و فرصت های هاشمی هم بیشتر می شود. حملات مداوم احمدی نژاد به دانشگاه آزاد و دفاع کوبنده هاشمی از دانشگاه آزاد، یکی از محورهای ثابت چالش هاشمی با دولت جدید بود که نهایتا با  مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد هیات امنای دانشگاه آزاد به نفع  دانشگاه آزاد و هاشمی تمام شد.

هرچند که اصلاح طلبان سعی وافری می کنند که "هاشمی-خاتمی-کروبی" را به عنوان جبهه جدید خود تثبیت کنند، اما هاشمی زیرک تر از آن است که دوباره از سوراخ دوم خردادی ها
گزیده شود.

بی شک اگر با ادامه وضعیت فعلی که از جانب هر دو طیف مخالف و موافق وی تشدید می شود، چهره و وجهه هاشمی برای اکثریت مردم (یعنی مردمی که در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری به احمدی نژاد رای دادند) از حالت "نماد گذشته" خارج شده و مثل مردم تهران تبدیل به چهره مهار کننده تندروی و افراط شود، به موازات پر شدن فاصله "رفسنجانی" تا "هاشمی" و "حجت الاسلام" تا "آیت الله" برای اکبر هاشمی رفسنجانی، اتفاقات بزرگی در سپهر سیاسی ایران خواهد افتاد...

هاشمی در حال حاضر یکی از موقعیت های بالا در قدرت سیاسی را دارا است و در همین حال، مایل است ظرفیت های غیرحکومتی و کاریزماتیک خود میان مردم و نخبگان را هم افرایش دهد

هاشمی در حال حاضر یکی از موقعیت های بالا در قدرت سیاسی را دارا است (ریاست مجمع تشخیص به عنوان  بازوی مشورتی و نظارتی رهبری) و در همین حال، مایل است ظرفیت های غیرحکومتی و کاریزماتیک خود میان مردم و نخبگان را هم افرایش دهد.

اما  با توجه به عبور هاشمی از دهه هفتم عمر خود، باید دید هاشمی رفسنجانی در این فراز این زندگی سیاسی خود چه خواهد کرد؟

منبع:کلاشینکف

|+| نوشته شده توسط رضا در 86/03/16 و ساعت 0:42 | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
اصولگرایی و محسن رضائی
                          اصولگرایی و محسن رضائی

محسن رضایی، تا آنگاه که از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استعفا داد، همگان را خیال بر این آمد که آقا محسن را سودای پوشیدن قبای ریاست آن هم کرسی اول دولت در مخیله آمده است.
آن روزها آقا محسن از دانشگاهها شروع کرد، وقتی به دانشگاهها می‌آمد همه بچه‌های بسیجی از او استقبال می‌کردند، در آن دوران  همه فکر می‌کردند فرمانده بسیجیان و پاسداران دوره جنگ آمده است که لشکر دفاع سیاسی و فرهنگی را تشکیل دهد. اما خیلی زود دیری نپایید که حرف‌های جدیدی از آقا محسن می‌شنیدیم. او دیگر نگفت که «به دنبال همت‌ها و باکری‌ها می‌گردم». بلکه آقا محسن وارد اردوگاه سیاسی کسانی شد که در سودای قدرت و مقام صحنه بازی طراحی می‌کردند. در انتخابات مجلس ششم محسن رضایی ما بر میز مذاکره با مشارکتی‌ها می‌نشست. از همان زمان بود که دیگر طعم محسن حلاوت گذشته را برایمان نداشت. فرمانده دیروز جنگ به تشکیل باند و گروه و جناح اقتصادی، سیاسی روی آورد. شاید محسن این رویه را از مکتب کارگزاران آموخته بود و چون آنان را در مقام ثروت و قدرت می‌دید، لختی اندیشید که گویا از قافله آقایان عقب مانده است. اگرچه ما قبل از آن فکر می‌کردیم آقا محسن از قافله شهدا عقب مانده است. اما اینکه آقا محسن پس از آن چه کرد و با چه ناکامی‌هایی مواجه شد را در جای دیگری باید بازگو کرد.
اینجا ما می‌خواهیم از امروز آقا محسن، ارگان رسانه‌ای وی و شیطنت‌های اطراف او بگوییم.
سایت فیلتر شده «بازتاب» مدت‌ها است که آنچه را که در درون داشت بیشتر هویدا می‌کند و به جنگ با اصولگرایان و اصولگرایی می‌پردازد.
هرگاه اصولگرایان گام‌های محکم‌تری به سوی همدلی و ساختن کشور برمی‌دارند، تریبون رسانه‌ای آقا محسن آب به آسیاب دشمن می‌ریزد و در بی‌خبری و نداشتن هیچ جایگاه سیاسی و رسانه‌ای دست به دامان اصلاح‌طلبان و قدرت‌طلبان می‌آویزد ولی چه کوته نظرانه و سبک مأبانه این کار را انجام می‌دهد. این روزها که لاریجانی، حداد عادل، چمران، فدایی، توکلی، باهنر و... به الهام از درایت رهبری، همراهی و حمایت خالصانه از رئیس جمهور مکتبی و خدمتگزار را همت گمارده‌اند، بازتابی‌ها دست و پای بی‌خبری، بی‌تحلیلی و بی‌محلی را می‌زنند و چون رویشان نمی‌شود که بگویند بیایید آقا محسن را رئیس جمهور کنیم و چون توهم می‌کنند که شخصیت‌هایی چون حداد عادل منتظر پیشنهادات آنان هستند و چون از اصولگرایی هیچ گاه هیچ نداشتند و هیچ هم برای آن نکرده‌اند به پریشان‌گویی بی‌حاصل می‌پردازند.
اما بازتابی‌ها که اکنون هم مجرمند  و هم متخلف، موردنظر هیچ اصولگرایی برای توجه و تأیید و یا نقد نیستند.
اینجا روی سخن ما با دکتر محسن رضایی است.
آقای رضایی خوب می‌دانند که اکنون اصولگرایان و وفاداران به امام، رهبری و شهدا در شرایط حساسی قرار گرفته‌اند. امروز برادری اصولگرایان و همراهی و حمایت دلسوزانه از دولت مکتبی احمدی‌نژاد، همه چیزمان شده است. آقای رضایی پاسخ دهند که آیا خود را در اردوگاه اصولگرایان قلمداد می‌کنند؟ یا اینکه می‌خواهند در مرزهای میان اصولگرایان و اصلاح‌طلبان گاهی به این‌سو و گاهی به آن سو قدم زنند؟ آیا اگر در اردوگاه اصولگرایان هستند، وحدت و انسجام اصولگرایان برایشان اولویت است؟ آیا آقای رضایی نبودند که قبل از انتخابات ریاست جهوری در دیدار تعدادی از دانشجویان گفته‌اند «اولین کلنگ به ارزش‌‌‌ها را آقای هاشمی زده‌اند؟» اگر آقای رضایی هنوز ارزش‌گرا هستند پس همسویی امروزشان با کارگزاران چه معنایی دارد؟ چه توجیهی برای خواهرخواندگی «بازتاب» و «آفتاب» دارند؟ آیا همین آقای رضایی نبودند که تیم سابق هسته‌ای را مورد نقد‌های تند قرار می‌دادند؟ اما امروز چه شده است که ابتکارات انقلابی احمدی‌نژاد و تدبیرهای علی لاریجانی را نمی‌تواند ببیند و در گفتگو با روزنامه اصلاح‌طلب اعتماد ملی تلویحاً پذیرش تعلیق را در یک موضع حیرت‌انگیز یک راه‌حل دیپلماتیک قلمداد می‌کنند.
اما بایستی به آقای رضایی گفت، بسیاری از اتهاماتی که متوجه ایشان است به واسطه ویترین رسانه‌ای وی می‌باشد که باج‌گیری و دروغ افکنی آنان شهره عام و خاص شده است و خود خوب می‌دانند که هرآنکس مصالح نظام و انقلاب را می‌فهمد، «بازتابی‌ها» را ملعبه دشمن می‌دانند.
اکنون بایستی آقای رضایی بدانند که احمدی‌نژاد، هوشمندانه، اصولگرایانه، مدبرانه و شجاعانه آرمان‌های امام، رهبری انقلاب و شهدا را سر لوحه کار خود قرار دادند و پا در رکاب رهبر عزیز انقلاب به سوی تعالی و عزت ایران اسلامی گام برمی‌دارند.
و آقای محسن رضایی، فرمانده دیروز بدانند که اگر در خیل عظیم این همراهی قرار بگیرند بر راه پرافتخار گذشته دیروز خود قدم برداشته‌اند و اگر نه این ما هستیم که به انقلاب و آرمان‌های شهدا نیازمندیم و این انقلاب اسلامی نیست که به کسی نیاز داشته باشد.
آقا محسن باید برآنچه که برایشان می‌گذرد لحظه‌ای درنگ کنند. همین و بس.

منبع:سپهر نیوز


|+| نوشته شده توسط رضا در 86/03/16 و ساعت 0:25 | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
انقلاب مدیریتی در کرمان

کرمان ما:در حالی که به زمان برگزاری انتخابات مجلس هشتم نزدیک می شویم گفته می شود مدیریت عالی استان قصد دارد تغیرات گسترده ای در سطح مدیریت استان کرمان اعمال نماید.

به گزارش کرمان ما در همین زمینه گفته می شود سردار حسین فتاحی که با روی کار آمدن دولت نهم مدیر کل سیاسی امنیتی استانداری کرمان شد اکنون قرار در معاونت جدیدالتاسیس امنیتی استانداری فعالیت کند.با این وجود بخش سیاسی استانداری همچنان در اختیار ابوالقاسم نصرالهی به عنوان معاون سیاسی خواهد بود.

در تحولی دیگر قرار است محمدرضا پور ابراهیمی معاون برنامه ریزی استانداری به عنوان معاون بورس کشور معرفی شود و جای خود را به همتای خود در معاونت عمرانی یعنی جواد کمالی بسپارد.همچنین قرار است جای خالی جواد کمالی در معاونت عمرانی توسط محمد جلال مآب شهردار کرمان پر شود.

در سطوح دیگر مدیریتی قرار است سرهنگ شجاع حیدری که از فرماندهی بسیج کرمان به فرمانداری جیرفت رفت به عنوان فرماندار جدید بافت معرفی شود.همچینین فرماندار کرمان جای خود را به توحیدی فرماندار اسبق بم خواهد داد.فرماندار بردسیر نیز فرماندار سیرجان می شود و همتای سیرجانی او فرماندار بردسیر می شود.هم چنین قرار است فردی بنام عبدالله زاده فرمانداری بم را بر عهده بگیرد.

آگاهان بر این عقیده هستند که برگزاری انتخابات مجلس هشتم و عدم کارآیی مناسب برخی فرمانداران در مناطق تحت مدیریت باعث اعمال چنین تغییراتی خواهد شد.


|+| نوشته شده توسط رضا در 86/03/16 و ساعت 0:18 | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بیادی در بلژیک
|+| نوشته شده توسط رضا در 86/03/16 و ساعت 0:14 | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بزرگترین قاچاقچی ایران را بشناسیم
 

                                

در پی انتشار خبر دستگیری بزرگ ترین قاچاقچی شناسایی شده در ایران به نام "حمید باقری درمنی" با پیگیری های انجام شده اطلاعات جدیدی درباره وی به دست آمد.

 

به گزارش روابط عمومی ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، حمید باقری درمنی پس از صدور حکم ضبط کالاها و جریمه حدود 13 میلیارد ریال، تلاش وسیعی آغاز کرد تا به کمک عوامل خود با جابجایی برچسب ها و کارتن های کالاها از ضبط کالاهای قاچاق خود جلوگیری کند.

 

برابر اطلاع واصله نام گروه شرکت های حمید باقری درمنی جزء فهرست اعلامی رئیس دیوان محاسبات کشور است "که بانکها از دادن تسهیلات به او منع شده‌اند" و اخبار رسیده حاکی از فشار چند تن از قانوندانان قانون شکن به رئیس دیوان محاسبات برای بازپس گیری نامه یاد شده است.

 

باقری درمنی باادعای احداث کارخانه تولید خودروی لوکس به اندازه "بنز و بی‌ام و" در گرمسار و نصب سوله واشتغالزایی برای 1500 نفر اقدام به اخذ 60 میلیارد تومان وام و سپس مکان یاد شده را تبدیل به انبار اجناس قاچاق کرد.

 

در زمان دومین دستگیری وی به حکم بازپرس گرمسار و نیابت اعطایی به دادسرای تهران‌، با مقاومت دو و نیم ساعته و جلوگیری از اجرای حکم، باقری درمنی در ساعت 11 شب دستگیر و به پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد، اما فردای آن روز به رغم صراحت حکم بازپرس گرمسار مبنی بر تفهیم اتهام نامبرده و صدور قرار بازداشت موقت، بر خلاف مقررات جاری آیین دادرسی با اخذ تعهد اخلاقی از متهم به قاچاق حدود 9 میلیارد ریال، وی را آزاد می‌کنند.

 

در ادامه گزیده ای از نامه رئیس دفتر هماهنگی و نظارت هیات های رسیدگی به تخلفات اداری به وزیر اقتصاد و دارایی در خصوص نامبرده آمده است: حمید باقری درمنی طبق مستندات موجود رقمی بالغ بر "بیست هزار میلیارد ریال" اعم از ریالی و ارزی به نظام بانکی کشور بدهکار است که عمده دریافتی های نامبرده بازگشایی بی ضابطه LC از سوی بانک های عامل و براساس زد و بند بابرخی کارکنان بانکی بوده است.

 

در این میان تخلف برخی از آنان محرز است و طبق پرونده‌های تخلفاتی در یکسال اخیر و در دوره مدیریت جدید وزارتخانه از بانک اخراج شده اند، اما ابعاد پرونده به گونه ای است که در صورت قصور و کوتاهی می‌تواند پیامدهای سنگینی برای نظام در پی داشته باشد.

 

تاکنون نامبرده یک میلیارد و یکصد و پانزده میلیون دلار تسهیلات ارزی از بانکها و 100 میلیون دلار نیز از حساب ذخیره ارزی دریافت کرده که تعهدات پرداخت آن با بانک های داخلی و عمدتا بصورت یوزانس بوده است".

 

تمام بررسی ها نیز نشان می‌دهد که نامبرده به هیچ یک از تعهدات خود درقبال بانک ها عمل نکرده است.

 

ایجاد سپرده به نام خود و اعضای خانواده و سوء استفاده از اعتبارات سپرده برای کسب اعتبار شرکت های زنجیره ای غیرفعال از دیگر شگردهای اخذ تسهیلات کلان بدست باقری درمنی بوده است.

 

از سوی دیگر تمام فعالیت های نامبرده در زمینه قاچاق کالا، پولشویی وایجاد دفاتر بازرگانی در کشور امارات بوده است که متاسفانه با نفوذ در گمرکات خرمشهر، سلفچگان، چابهار، سیرجان و جنوب تهران و زد و بند با برخی مسئولان گمرکی مرتکب تخلفات گسترده در زمینه واردات کالا شده است.

 

هم اکنون چند محموله بزرگ از کالاهای قاچاق شده بدست باقری درمنی وعوامل مربوط با تلاش وزارت اطلاعات کشف و ضبط شده و نامبرده تحت تعقیب قضایی است.

 

یادآور می شود، باقری درمنی دارای پرونده های قضایی مفتوح در زمینه قاچاق کالا و پولشویی با ارزش میلیاردها تومان و پرونده های معوقات بازپرداخت وام های بانکی و قاچاق شمش طلا از سال 83 به بعد است.

 

با توجه به اینکه وجود اینگونه عناصر مخرب در عرصه اقتصاد و خروج سرمایه‌ها به خارج از مرزها از جمله آسیب هایی است که نظام جمهوری اسلامی راتهدید می کند و حذف اینگونه عوامل مخرب و آسیب زا و احقاق حقوق از دست‌رفته نظام بانکی کشور نیازمند توجه و پیگیری ویژه است ، ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز امیدوار است با درایت و هوشیاری مسئولان دلسوز قوه قضائیه با نامبرده به عنوان مفسد اقتصادی و بزرگترین قاچاقچی‌شناسایی شده در کشور برخورد قاطع شود.

 

شناسنامه پرونده :

 

نوع کالا : طلا و لوازم خانگي

 

صاحبان کالا : حمید باقری درمنی

 

 
محل وقوع : تهران، منطقه ويژه اقتصادي سلفچگان و شهرستان گرمسار

 

تاریخ کشف : سالهاي 1384 و 1385


 
دستگاه کاشف : گمرك و بانك ملي


 
دستگاه شاکی : گمرك و بانك ملي


 
ارزش تقریبی: جمع ارزش كالاهاي مكشوفه در سه پرونده مفتوح قاچاق 30 ميليارد ريال


 
آخرین شعبه رسیدگی کننده: محاكم انقلاب اسلامي تهران (پرونده قاچاق 25 قطعه شمش طلا) - دادسراي عمومي و انقلاب قم (پرونده 91 كيلوگرم طلا)، دادسراي عمومي و انقلاب گرمسار (پرونده قاچاق لوازم خانگي) - دادسراي مجتمع ويژه امور اقتصادي (پرونده معوقات بانكي)


 
شگرد قاچاق: استفاده از تسهيلات مناطق ويژه اقتصادي، سوء استفاده از اوراق گمركي و اخذ وام از بانكها


 
 
شرح پرونده :    1- متهم حميد باقری درمنی در سالهاي 82 و 83 مقدار 520 كيلوگرم شمش طلاي 24 عيار را جهت ساخت مصنوعات طلا و صدور آن به خارج از كشور از گمرك مهرآباد به منطقه ويژه اقتصادي سلفچگان ترانزيت نموده است. در بازديدي كه توسط مسئولين گمرك از محموله مذكور صورت گرفت مشخص گرديد مقدار 91 كيلوگرم طلا از محل پروانه‌هاي مربوط كسر بوده و بصورت غيرمجاز از گمرك خارج گرديده است. لذا گمرك قم عمل مزبور را طبق بندهاي 1 و 3 ماده 29 قانون امور گمركي قاچاق تلقي و از دادسراي عمومي و انقلاب قم خواستار تعقيب كيفري و محكوميت متهم حميد باقری درمنی به پرداخت مبلغ 40 ميليارد ريال گرديد، ولي با وجود گذشت بيش از دو سال از تشكيل اين پرونده و رد و بدل شدن آن بين مراجع قضايي و تعزيراتي تاكنون منجر به صدور رأي نهايي نشده است. 2- متهم حميد باقری درمنی در پرونده ديگر قاچاق 25 قطعه شمش طلا كه قرار بوده بصورت ترانزيت به منطقه ويژه اقتصادي سلفچگان حمل گردد را از گمرك مهرآباد خارج نموده كه توسط كاركنان نيروي انتظامي تهران بزرگ كشف و تحويل گمرك جنوب تهران گرديد. گمرك مذكور پرونده را جهت رسيدگي به دادسراي ناحيه 24 دادگاه انقلاب اسلامي تهران ارسال و درخواست محكوميت متهم به پرداخت مبلغ بيش از 10 ميليارد ريال را نمود كه با وجود صدور كيفرخواست از سوي دادسراي مذكور و ارسال پرونده به محاكم انقلاب اسلامي تهران تاكنون رأي نهايي صادر نشده است. - در پرونده مطروحه در دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان گرمسار متهم حميد باقری درمنی مقادير زيادي لوازم خانگي را بصورت غيرمجاز وارد كشور نموده و در انباري نگهداري مي‌نمود كه پس از كشف كالاهاي مذكور پرونده توسط گمرك گرمسار جهت رسيدگي و محكوميت متهم به پرداخت بيش از 9 ميليارد ريال به دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان گرمسار نمود. دادسراي عمومي و انقلاب گرمسار در اين پرونده قرار منع تعقيب صادر كه مورد اعتراض گمرك واقع شده است. 4- پرونده ده‌ها ميليارد تومان معوقات بانكي متهم حميد باقری درمنی در دادسراي مجتمع قضايي ويژه امور اقتصادي در دست رسيدگي است.


 
گزارش شاکی: تا این تاریخ هنوز شکایت نشده است.


 
خلاصه کیفرخواست: تا این تاریخ هنوز کیفرخواست صادر نشده است.


 
مراحل رسیدگی قضایی: تا این تاریخ حکم صادر نشده است.


 
رای نهایی قضایی: تا این تاریخ حکم صادر نشده است.


 
اجرای حکم: تا این تاریخ حکم اجرا نشده است.


 
نکات:

1- پرونده‌هاي متعدد قاچاق مربوط به متهم حميد باقری درمنی مفتوح در مراجع قضايي شهرهاي مختلف كشور

 

2- پرونده معوقات ميلياردي متهم به سيستم بانكي، مفتوح در دادسراي مجتمع قضايي ويژه امور اقتصادي

 

3- تأسيس دهها شركت با اسامي و پوشش‌هاي متنوع در شهرهاي كشور توسط متهم

 

4- استفاده متهم از تسهيلات مناطق ويژه اقتصادي و سوء استفاده از اسناد و مدارك گمركي

 

5- فشارهاي سنگين برخي از عناصر صاحب نفوذ جهت رهايي متهم از بند عدالت

 

|+| نوشته شده توسط رضا در 86/03/10 و ساعت 20:8 | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
رانت خواری باجناق ها در شهرداری تهران
هنوز زمان زیادی از انتخاب باقر قالیباف برای دور دوم شهرداری تهران نگذشته است که حضور خانواده و بستگان وی در این مجموعه ابعاد تازه ای یافته است.
به گزارش سایت خبری تحلیلی دیدار، باقر قالیباف در دور اول شهرداری از همان ابتدا همسر خود را به عنوان مشاور و مدیرکل امور بانوان شهرداری تهران برگزید و دختر خويش را به مشاورت مادر منصوب کرد. همچنین الیاس قالیباف پسر ایشان هم مسئول امور مشاوران جوان شهردار بود تا شهرداري تهران به صورت خانوادگی اداره شود.
این گزارش حاکی است: اما این خانواده سالاری تنها به وابستگان درجه اول قالیباف محدود نبود، چه در اقدامی دیگر باجناق ها نیز وارد این عرصه شدند. محسن بهرامی باجناق قالیباف که در انتخابات ریاست جمهوری سخنگوی ستاد و رئیس ستاد استان تهران وی بود به عنوان رئیس گروه مشاوران شهردار و نوریان دیگر باجناق وی به سمت معاون اجتماعی منصوب شدند. این چنین بود که در دور اول همه اعضای خانواده و بستگان از این خوان گسترده بی بهره نماندند.
اما پس از تثبیت قالیباف در پست شهرداری، گویا باید شاهد اتفاقات تازه و البته کمی خطرناک از این خانواده باشیم.
خبرنگار دیدار می نویسد: در جدیدترین اقدام سردار نوریان (باجناق قالیباف) به همراه نیروهایی که از ناجا با خود به شهرداری آورده است نظیر سرهنگ روزبهانی ، ملکی و شهلایی اقدام به تأسیس موسسه ای غیرانتفاعی به نام مهر خاورگستر کرده اند که مدیریت آن برعهده شهرایی است.
براساس تصمیم گرفته شده و در لوای شعار خصوصی سازی قرار است موسسه مهرخاورگستر مسئولیت کلیه امور آسیب های اجتماعی را برعهده گیرد. این امور شامل زنان آسیب دیده، زنان سرپرست خانوار، گرمخانه ها، جمع آوری معتادان و متکدیان و ... است.
شایان ذکر است: براساس بودجه مصوب شهرداری تهران، اداره کل امور آسیب های اجتماعی شهرداری تهران دارای بودجه ای معادل 60 میلیارد ريال است.
همچنین این اداره کل دارای 350 نیرو فعال بوده که در دو ماه گذشته حقوق دریافت نکرده اند.
از سوی دیگر به دلیل تصمیم به انتقال این مجموعه به موسسه خودساخته مدیران شهرداری، در چند ماه گذشته کلیه مطالبات پرسنل، مراکز درمانی و اماکن مختلف از اداره کل آسیب های اجتماعی معوق مانده و در نتیجه معتادان و متکدیان جمع آوری شده در شرایط بحرانی به سر می برند که هر لحظه احتمال وقوع یک فاجعه انسانی را رقم می زند.
براساس اطلاعات دریافتی، تاکنون چندین جلسه برای انجام امور این واگذاری برگزار شده است ولی به دلیل بروز هرگونه واکنش از سوی نیروهای اصولگرای شورای شهر یا دیگر نهادهای ذیربط، کلیه متولیان امر از سخن گفتن در این باره منع شده اند.
خبرنگار دیدار در این باره می نویسد: تجربه تلخ واگذاری امور آسیب دیدگان اجتماعی به ویژه زنان به موسساتی نظیر مهرخاورگستر پیش از اين در خانه سبز کرج رخ داده است که با وجود تصدی برخی افراد به اصطلاح موثق در آن موسسه نهایتا به بروز سوءاستفاده های جنسی از زنان آسیب دیده تحت نظارت منجر شد. لذا لازم است نهادهایی نظیر شورای اسلامی شهر تهران، وزارت کشور و .... بیش از پیش بر چنین اقدامات بی ضابطه در شهرداری تهران نظارت کنندو مانع از بيكاري صدها نفر از كاركنان شهرداري تهران شوند.
|+| نوشته شده توسط رضا در 86/03/10 و ساعت 20:5 | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar





Powered by WebGozar

above the tag.